آوازهای پسری
فدای تن صدات بشم که از الان مثل صدای مرداس.از امروز شرو کردی به حرف زدن و
آواز خونی.ظهر تو آشپزخونه مشغول کار بودم که با صدات منو کشوندی پیشت.
تو چن روزی که مریض شده بودی شیر نمیتونستی بخوری و مامانی رو غصه دار
کردی ولی حالا حالت خوب شده و به خوبی گذشته داری شیر میخوری.وسط شیر
خوردنتم شیطونی میکنی و منو با خنده هات گولم میزنی.آخ که چه ناز میخندی.
شبا هم که بابا میاد مثل یه پسر خوب با همون خنده هات تحویلش میگیری.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



آوازهای پسری
